آفتابی بود اما سرد ساعتها قدم زدن و بعد نشستن و برنامه ریزی برای 800 موش و حساب سن و جنس و هزار تا کوفت و زهر مار دیگرشون را داشتن ،حس میکنم از در دیوار ذهنم دارن بالا می رن، حتی خیال تیزی ناخنها و دندوناشون آزام میده ! یه تنلگر کافی که [...]
Archive for ژانویه 20th, 2009
یه شب از شبهای تکراری
ارسالشده در روزانه در ژانویه 20, 2009 | 5 دیدگاه »
روزنوشت
ارسالشده در روزانه در ژانویه 20, 2009 | 2 دیدگاه »
امروز باید یه روز دیگه بشه و گرنه من باید اعتراف کنم که کم آوردم …از آفتاب خبری نیست ولی باید آفتابی پیدا کنم که گرمم کنه ، که یخ نزنم ،که ترک نخوره نازک آرای تن .




