ژانویه 28, 2009 بدست حدیث مهر
لیز خوردن بهانهای است تا دستان کسی را که دوست داریم محکمتر بفشاریم. پ.ن: دستانت را به من بده …
ارسال شده در روزانه | 4 دیدگاه
شاعر می فرماید :
دستت را به من بده دست های تو با من آشناست ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با طوفان به سان علف که با صحرا به سان باران که با دریا به سان پرنده که با بهار به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام زیرا که صدای من با صدای تو آشناست.
ایول
و او را نیز به سوی خود می کشانیم…
تا باشه لیز خوردن.. )
RSS دیدگاهها
نام (لازم)
رایانشانی (منتشر نخواهد شد) (لازم)
وبگاه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق رایانامه آگاه کن.
شاعر می فرماید :
دستت را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته
با تو سخن می گویم
به سان ابر که با طوفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من ریشه های تو را دریافته ام
زیرا که صدای من با صدای تو آشناست.
ایول
و او را نیز به سوی خود می کشانیم…
تا باشه لیز خوردن..
)