بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایانم
تنم فرسود و دلم رفت و عشق همچنان باقی است …
پ.ن : نگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی ما را
Archive for فوریه, 2009
منم در خود نمی یابم که روی از دوست برتابم
Posted in حیات خلوت دل on فوریه 22, 2009 | 3 نظرات »
یک عاشقانه کهنه
Posted in یادها و خاطره ها on فوریه 8, 2009 | 2 نظرات »
وقتی آدمی باشی که به همه چی دیر رسیده باشی ،مثل گربه میشی که از هر جایی پرتت کنند چهار چنگولی میای رو زمین خدا ! و زمین خدا برای من خاطراتمه تلخ و شیرین ، دور و نزدیک …
چهارده ساله ای بودم ظریف و نازک، یکی از همون روزهایی بود که [...]




